عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

197

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

يا بنا به حدس مرحوم محمد بن عبد الوهاب قزوينى به شيخ حسين بن على بن يزدان يار متوفى به سال 332 ه / 44 - 943 م انتساب مىيابد « 1 » ابو الوفا مردى امى بود . روزى براى آزمودن و شرمنده كردن وى درخواست وعظ كردند . او وعظ خود را با : " امسيت كرديا " و " اصبحت عربيا " آغاز كرد « 2 » جد آنان در اروميه سكنى گزيد و از آنجا به قونيه كوچ كرد و در همان‌جا رحل اقامت افكند . چون پدرش رياست زاويهء اخىها را در قونيه و سواد آن به عهده داشت ، " اخى ترك " خوانده مىشد . لذا به حسام الدين حسن " ابن اخى ترك " مىگفتند . مطالبى كه ذكر كرديم ، علاوه بر مناقب العارفين « 3 » در ديباچهء مثنوى نيز منعكس شده است « 4 » . افلاكى از قول سراج الدين مثنوىخوان كه در زمان حيات سلطان ولد در تربت مولانا مثنوى مىخواند و شرح مىكرد ، روايت مىكند كه حسام الدين چلبى هنوز نوجوان بود كه يتيم شد و ارباب فتوت قونيه كه همه تربيت‌يافتهء پدر وى بودند و شربت از دست وى خورده بودند ، خواستند او را به جاى پدر بنشانند ولى او به پيروان خود دستور داد كه از مولانا متابعت كنند « 5 » چلبى به پيروان خويش دستور داد كه به كسب و كار پردازند و سهم او را از درآمدشان به دو دهند . گويند

--> ( 1 ) شد الازار فى حط الاوزار عن زوار المزار ، به تصحيح محمد قزوينى و عباس اقبال ، تهران 1328 ، ص 514 - 512 ( 2 ) بابا اسحاق كه در قرن سيزدهم در آناطولى آشوبى به پا كرد و مرشد وى بابا الياس و گييك‌لىبابا كه در زمان امپراطورى عثمانى قيام كردند ، همه از پيروان طريقت اين شخص كه " وفائيه " ناميده مىشدند ، بودند : A . Golpinarh , Yunus Emre - Hayati , Ikbal Kitab evi , Istanbul , 1936 , s . 56 - 60 . ( 3 ) مناقب العارفين ، ج 2 ، ص 737 ( 4 ) مثنوى ، اول ، ص 1 ( 5 ) مناقب العارفين ، ج 2 ، ص 738 در طريق فتوت كه طريقى اقتصادى و صوفيانه است ، شيخ را " اخى و صاحب " و پيروان او را " شد " و درويشى را كه شلوار طريقت پوشد " تربيه " گويند . در اين طريقت پيروى با خوردن آب نمك صورت مىپذيرد و بدين آب " شربت مراضعه " گويند .